تبليغاتX
نشریه طنز آفتابگردون

نشریه طنز آفتابگردون
اولین نشریه تخصصی طنز دانشگاه تربیت معلم تهران
قالب وبلاگ
جهت دریافت سریال های ESET Smart Security  اینجا کلیک کنید.
[ پنجشنبه دهم فروردین 1391 ] [ 16:51 ] [ امیر ] [ ]

برو بمیر : برو گمشو !

بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
...
می میرم برایت : عاشقتم !

می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟

… مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟

نمردیم و … : بالاخره اتفاق افتاد !

مردیم تا … : صبرمان تمام شد !

مرده : بی حال !

مردنی : نحیف و لاغر !

مردم : خسته شدم!

من بمیرم ؟ : راست می گی؟
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:9 ] [ امیر ] [ ]
ﻭﻗﺘﻲ 5 ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ آﻻﺭﻡﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﻣﻲ ﺷﻢ ...

ﻭ آﻻﺭﻡ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﻴﻜﻨﻢ ...

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ ﺑﻤﺐ ﺧﻨﺜﻲ ﻛﺮﺩﻡ !

[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 16:46 ] [ امیر ] [ ]

شاهکارهای جواد یکی دوتا نبود و می خواهیم اینجا چند تایی از آنها را مرور کنیم. 

به نوشته تماشا: انگار قرار نیست پدیده ای به نام جواد خیابانی در سیما فروکش کند و خاطرات ما با او که چند دهه ادامه داشته بازهم تداوم خواهد داشت. خاطراتی که جز چند مورد معدود که با هیجان و افتخار همراه بوده، در بقیه موارد یا موجب خنده و سرگرمی است یا عصبی شدن و جنون!

جواد خیابانی با دردنامه ای که سال گذشته منتشر کرد نشان داد که قرار نیست هیچ تغییری در رویه اش بدهد، زیرا برخلاف اکثریت مردم، او اعتقادی به غیرعادی بودن حرف هایش ندارد و متوجه نمی شود که چرا بسیاری اعتقاد دارند گزارش هایش سوهان روح و اعصاب و توهین به مخاطب است. 

برای همین حتی وقتی سعی می کند کمی خود را کنترل کند و با اعتماد به نفس پایین تر و حساب شده تر حرف بزند هم اتفاق خاصی نمی افتد و مدت زیادی طول نمی کشد که به خیابانی همیشگی تبدیل می شود. 

جواد روز سه شنبه و در زمان گزارش بازی سپاهان – النصر بعد از چند ساعت حضور در جلو و پشت دوربین، دوباره خودش بود و یکی دیگر از حماسه هایش را خلق کرد. شاهکارهای جواد یکی دوتا نبود و می خواهیم اینجا چند تایی از آنها را مرور کنیم.

یکی از جالب ترنی و عجیب ترین بخش های گزارش جواد مربوط به صحنه پنالتی سپاهان و اخراج دروازه بان النصر بود. جواد این صحنه را که بر اثر اشتباه سوکای پیش آمد اصلا ندید. سوکای در لحظه ای که باید فیرپلی می کرد و در پاسخ کار قشنگ النصری ها که توپ را به بیرون زده بودند آن را به دروازه بان تیم اماراتی می سپرد، ناجوانمردانه قصد حمله داشت که دروازه بان امارات روی او خطا کرد و داور علاوه بر گرفتن پنالتی گلر را هم اخراج کرد.

 طبیعی بود که سپاهانی ها نباید پنالتی را که به ناحق برایشان گرفته می شد گل می کردند و ابراهیمی هم به دستور کرانچار آن را گل نکرد. در حالی که همچنان النصر به خاطر حرکت غلط سوکای یک بازیکن کمتر داشت. اما جواد که کلا متوجه ماجرا نبود برای دقایق زیادی به خواندن شعرهای حماسی برای این کار ابراهیمی پرداخت و اصرار داشت که تیم های عربی باید از ما درس اخلاق و جوانمردی بگیرند. 

کسی هم نبود بگوید جواد جان، اشتباه از ما بوده. خطا از ما بوده. کدام جوانمردی؟ او که کلا توی باغ نبود بعد از تماس نوذر رودنیل هم گفت: «آقای رودنیل تماس گرفتن و می گن این پنالتی که داور به خاطر حرکت جوانمردانه سپاهانی ها براشون گرفت، عادلانه نبود!» کسی می فهمد یعنی چی؟

جواد به حرف های خنده دارش ادامه می داد. او بعد از اینکه النصر هم پنالتی اش را از دست داد و کارگردان والتر زنگا را نشان داد یاد خاطراتش کرد و گفت: «حالا زنگا تو ذهنش داره پنالتی ها رو تحلیل می کنه و چون خودش هم دروازه بان بوده، بهتر این کار رو می کنه!» جواد که اطلاعات به روزش محدود است، با بردن نام برشیانو، بازیکن النصر نقبی هم به تیم برشا ایتالیا و روبرتو باجو زد! از آن حرف هایی که فقط خود جواد می تواند بزند.

از تو باغ نبودن خیابانی همین بس که اسم جواهر سوکای، فوروارد سپاهان تا حالا به گوشش نخورده بود و بیشتر نیمه اول او را خاویر(!) سوکای خطاب می کرد، البته اواخر نیمه اول به جواد رساندند که خیلی ضایع کردی، اسم سوکای جواهر است. آن وقت جواد خیلی راحت توضیح داد: «البته نام سوکای را با تلفظ های مختلفی می توان خواند، مثلا جواهر یا جواهیر!» خوب شد نگفت خاویار. در بقیه بازی هم لطف کرد و تقریبا هیچ وقت اسم کوچک سوکای را نگفت تا بینندگان کمتر روی سوتی او زوم کنند.

یکی از شاهکارهای جواد هم این بود که می گفت سپاهان زیاد مایل نیست سرگروه شود چون اگر پرسپولیس تیم دوم گروه بیاید بالا می خورند به هم. غافل از اینکه سپاهان اصلا به تیم دوم گروه D نمی خورد و به تیم دوم گروه A می خورد که تا زمان بازی سپاهان می توانست استقلال باشد.

 سوال ما این است که برای گزارشگر معتبر صداوسیما خیلی سخت است که قبل از بازی یک نگاهی به گروه بندی تیم ها و جدول مسابقات بیندازد؟ یعنی این هم توقع زیادی است که او بداند در مرحله اول کدام تیم ها باهم بازی می کنند؟

از جملات جالب خیابانی یکی هم اینکه: «سوکای خودش شوت می زنه و پاس نمی ده. حالا هم داره توضیح می ده که خودم موقعیتم بهتر بود! جعفرپور هم حالا از این ور می زنه. انگار می خواد پاس ندادن سوکای رو جبران کنه در حالی که بهتر بود به سوکای پاس می داد. البته بهتر از سوکای هم می زنه و همون بهتر بود. که پاس نمی داد!» بالاخره چی؟

سپاهان گل می زنه و هواداراش در استادیوم خوشحالی می کنن و جواد یه حماسه دیگه خلق می کنه: «حالا اصفهانی ها خوشحالن، همه ایرانی ها خوشحالن و البته سپاهانی ها هم خوشحالن!» فکر کن که چقدر فرق داره اینا با هم.

یادمان رفت بگوییم که موقع گل دوم سپاهان اصلا جواد نبود و گزارش نمی کرد. از آن وقت هایی که یکهو چند دقیقه معلوم نیست کجا می گذارد می رود. خب انسان است ممکن است کاری داشته باشد.

مرزبان و کرانچار دارند شوخی می کنند و می خندند و جواد: «مرزبان اومده از کرانچار اطلاعات بگیره که بعد بره تخلیه کنه!» یه چیزی تو مایه های فرغون.

بازی ادامه دارد. بازیکنان درگیر شده اند و داور کارت زرد نشان می دهد. چند لحظه ای مسابقه متوقف است و همچنان خبری از جواد نیست. وقتی برمی گردد معلوم می شود که با آقای رحیمی، مدیر باشگاه سپاهان داشته تلفنی صحبت می کرده. باور می کنید؟ «آقای رحیمی پشت خط بودن و گفتن به ابراهیمی 50 میلیون جایزه می دیم». 

جواد وسط گزارش رفته پای تلفن با مدیر باشگاه گپ زده! این اتفاق فقط در کتاب ها و فیلم های تخیلی می تواند بیفتد و البته در صداوسیما خودمان.

و «تیم های ما نباید هیچ وقت به تیم های عربی ببازن. یعنی با استعدادی که بچه های ما دارن اگه توانایی های خودشون رو نشون بدن هیچ کدوم از تیم های ما نباید به هیچ کدوم از تیم های امارات و قطر و بحرین و از این قبیل باج بدن و همه تیم های ما باید همه این تیم ها رو همیشه ببرن!» یعنی آخر حماسه. 

کلا همه تیمای ما همه تیمای اونا رو. یعنی مس سرچشمه هم باید همه تیم های عربی را در تمام زمان ها شکست دهد چون ما خیلی کارمان درست است و غیرت داریم و همگی هم مثل جواد حماسه سرا هستیم.

جوگیر نشو عزیزم

البته وقتی جواد خیابانی اسم سیدمهدی سیدصالحی را آن طور با تشدید و غلیظ می گوید شاید هیچ عجیب نباشد که سیدصالحی وقتی گل سوم سپاهان را به النصر می زند – یعنی یک گل معمولی به یک تیم 10 نفره – آن طور جو گیر شود و پیراهنش را دربیاورد و کارت زرد بگیرد. خب همین قدر هیجان زده هستی و از گل هایت همین قدر ذوق می کنی که هیچ وقت نتوانسته ای پیشرفت کنی و ملی پوش و لژیونر شوی عزیزم. کمی معمولی باش.

بازی درآوردن ساعت بازی

تغییر کردن ساعت بازی که روی تصاویر فوتبال می افتد برای ما ایرانی ها چیزی معمولی است، بس که تصاویر ممیزی می شود و هی صحنه های قبل را در دقایق بعد برایمان تکرار می کنند. اما بازی سپاهان با النصر در این زمینه هم یک نوآوری داشت و دائما ساعت بالای تصویر تغییر می کرد، آن هم نه یکی دو دقیقه که 15-10 دقیقه. خواستیم تشکری کنیم از دوستان زحمتکش.

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:53 ] [ امیر ] [ ]

این لینک رو باز کنید و مربع ها رو جابجا کنید .. تصاویر زیبایی خلق میشه

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:20 ] [ امیر ] [ ]
دوغ قبول ! 

شیرکاکائو قبول ! 

آبمیوه پاکتى قبول ! 

اصلا نوشابه هم قبول ! 

آب معدنى رو دیگه برا چى تکون میدى ؟ 

همش همونه !!!

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:43 ] [ امیر ] [ ]
http://s1.picofile.com/file/7279099672/چرخه_دانشجویی.jpg

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:37 ] [ امیر ] [ ]
از96 ماهی شما 55 تا غرق شد چند تا ماهی دارید؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بله ؟؟ مشغول جمع و منها بودی؟
تقصیر این مدرسه ها است که عمر شما را به فنا داده اند
تا حالا کسی شنیده که ماهی غرق بشه؟
حتما الان دانشجو هم هستی!!!!!!!!

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:25 ] [ امیر ] [ ]
پس از آنکه حاکم شارجه تهدید کرد "کشتی فوق پیشرفته کشورش را به جزایر سه گانه می فرستند"، دقایقی قبل خبری رسید مبنی بر اینکه کشتی ادعایی سلطان شارجه به جزیره ابوموسی نزدیک شده و هر آن احتمال بروز تنش در آنجا می رود . خبرنگار سرویس "جسورترین و شیرین ترین های سایت انتخاب" موفق شد به تصاویری از این کشتی های فوق پیشرفته، دسترسی پیدا کند:

این تصویر مربوط به پبش از حرکت و دستور حاکم شارجه است که جناب ایشان، اینجا مشغول انتخاب یکی از این کشتی ها هستند



این تصویر نیز، کشتی فوق پیشرفته امارات را در نزدیکی های جزایر سه گانه نشان می دهد.

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:49 ] [ امیر ] [ ]
اقای مجری: دارید چیکار میکنید؟
پسر عمه زا: داریم میریم بیرون لپ تاپو خاموش کنیم
آقای مجری: لپ تاپ که اینجا رو میزه
کلاه قرمزی: اره. از برق دراوردیمش خاموش نشد، داریم میریم فیوز رو قطع کینم
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:25 ] [ امیر ] [ ]
در حاشیه آبگرفتگی متروی تهران!

ایستگاه سواحل ولیعصر

 ..... 

ایستگاه بعدی سواحل هفت تیر

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:39 ] [ امیر ] [ ]
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

         شوهر خوب مگر گیر کسی می آید (خواهر حافظ)

.................................................................

من از تروریستها وحشتی ندارم ، من دوساله ازدواج کردم

سام کینیسون

..................

من از همسرم پرسیدم که برای سالگرد ازدواجمان به کجا برویم؟

او گفت: به جائی که تا حالا نرفتم

من گفتم: نظرت راجع به آشپزخانه چطوره !!؟

.............................



[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 14:32 ] [ امیر ] [ ]
دو فوتبالیست روی کاناپه نشسته‌اند و گپ می‌زنند. کریستیانو رونالدو می‌گوید: «خدای فوتبال من رو به زمین فرستاد تا به مردم یاد بدم فوتبال رو چطوری بازی می‌کنن.» مسی پاسخ می‌دهد: «چرند نگو. من یادم نمیاد کسی رو فرستاده باشم.»
[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:58 ] [ امیر ] [ ]
 کسی که لیزر انداخته قطعا توی استادیومه...!
.....
استقلال ۱...چون یه گل زده...پرسپولیس ۰...چون یه گل نزده...!
... 
ايگواين حمله ميکنه... البته کاکا هستش چون ايگواين ۲۰ دقيقه پيش تعويض شد!
.....
مسي خيلي بهتر از كيريس رونالدو هست؛ ولي انصافاً رونالدو هم چيزي از مسي كمتر نداره
.....
حالا دیگه با بودن هاشمیان در زمین قدرت سرزنی نوروزی هم بالا میره..!!
.....
نقطه پنالتی رو میبینیم که در محوطه جریمه قرار گرفته!!
.....
دوربين داره ساق پاي بازيكن‌ها رو نشون ميده :...
خستگي رو ميشه از ساق پاي بازيكنا ديد

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 12:43 ] [ امیر ] [ ]
جمعه هم گذشت و من برای سومین بار روی صندلی آزمون نشستم 

پاسخنامه ام میگفت که سال دیگه هم زیارتت میکنیم جیگر

[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 0:23 ] [ امیر ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نشریه طنز آفتابگردون در دانشگاه تربیت معلم تهران پردیس کرج به صورت ماهنامه تا سال 1386 منتشر میشد و اولین نشریه تخصصی طنز دانشگاه نیز بود.
چت باکس


امکانات وب