تبليغاتX
نشریه طنز آفتابگردون
نویسنده: M
پنجشنبه 21 ارديبهشت1385 ساعت: 10:11
سلام
عکساتون بدون شرحه؟؟؟؟

نویسنده: MO
پنجشنبه 28 ارديبهشت1385 ساعت: 2:13
سلام من یه متن کوچولوی (دو سه صفحه ای) عاشقانه طنز داشتم .می خواستم ببینم .کسی اونو می خواد(رایگان)

نویسنده: MO
پنجشنبه 28 ارديبهشت1385 ساعت: 2:16
ببخشید عکساتون برای نی نی های زیر هفتاد سالٍ یا سالمندان بالای نه روز ؟؟؟؟!

نویسنده: نقاب
جمعه 5 خرداد1385 ساعت: 15:24
به قول بچه ها چه cute
 
نویسنده: یه دوست
يکشنبه 31 ارديبهشت1385 ساعت: 1:36
سلام دوست عزیز

شما با قرار دادن لینک باکس ما در وبلاگ خود و ارسال لینکهای خود به ما :
1- لینک هایی که از خود وبلاگ شما در آن قرار می گیرد و در نتیجه آمار بازدیدهایتان افزایش می یابد.
2- وبلاگی معروف تر از قبل خواهی داشت.
3-می توانید دیگر هر روز آپ نشوید و خیالتان از آمار بازدیدها راحت باشد .
و ده ها امکان دیگر ...

برای قرار دادن لینک باکس به آدرس زیر مراجعه کنید:
www.linkbox-adel.blogsky.com

یا حق

نویسنده: یه دوست
يکشنبه 31 ارديبهشت1385 ساعت: 21:26
سلام دوست عزيز
ممنون از استقبالتون و وبلاگ شما در لينکدوني قرار گرفت
يا حق

نویسنده: M
سه شنبه 2 خرداد1385 ساعت: 19:57
یه مطلب بی ربط :
مردها سه دسته اند :
1. خوش قیافه ها
2. باهوش ها
3. اکثریت

نویسنده: کلاغ سیاه
سه شنبه 2 خرداد1385 ساعت: 23:3
به نظر من روی جلد زیاد به یه نشریه ی طنز نمی یاد. مطلب تست های شماره ی یازدهم خیلی خوب بود. خوبه. ادامه بدین!
نویسنده: کلاغ سیاه
دوشنبه 29 خرداد1385 ساعت: 16:59
ما که نفهمیدیم یعنی چی!

نویسنده: کلاغ سیاه
دوشنبه 29 خرداد1385 ساعت: 17:0
بعدشم مگه جنابعالی امتحان نداری اومدی این جا خر می ذاری؟!!!

نویسنده: آرام
سه شنبه 6 تير1385 ساعت: 21:51
من اومدمدیدم یه مدتیه آپ نکردی.
منتظرم
مطالبتون عالیه منکه خیلی با هاشون حال می کنم.
امیدوارم امتحاناتتون رو خوب پشت سر هم بگذارید.
تا بعد
نویسنده: مریم و بابک
يکشنبه 1 مرداد1385 ساعت: 12:26
آخیییییییییی......یادش بخیر
نویسنده: امیر
دوشنبه 23 مرداد1385 ساعت: 22:3
سایت جالبی دارید اگه ادامه اش هم بدهید موفق باشید

به سایت من هم سری بزن ودر وبلاگ هواداران تیم ملی ایران نظر بده
نویسنده: فتانه
جمعه 3 شهريور1385 ساعت: 19:48
سلام وبلاگت خیلی قشنگه به منم سر بزن موفق باشی

نویسنده: سعيد
جمعه 31 شهريور1385 ساعت: 18:29
سلام
خوبيد سايت جالبي داريد اگر دوست داشتيد لينك باكس ما رو هم بزاريد و لينك روزانه بگيريد

نویسنده: azi
پنجشنبه 7 دي1385 ساعت: 22:58
in dastanetoon kheilli ghashang bood, man ham mikhastam khodamo bekosham amma in dastan rast bood. vaghti in dastano khondam omidwartar shodm.
نویسنده: مرتضی
دوشنبه 22 آبان1385 ساعت: 19:5
سلام وبت خوبه ولی مرطب ترش کن به امید موفقیتت بای

نویسنده: حسن طلیعی
سه شنبه 14 آذر1385 ساعت: 7:30
از احوال پرسی شما خوشحال شدم.
سر فرصت نظر خواهم داد.
"احمد رضایی" هم وبلاگی به آدرس زیر دارد:
http://ahmadrezaei.persianblog.com

نویسنده: حسن طلیعی
چهارشنبه 13 دي1385 ساعت: 13:53
امیرخان
چرا نو و تازه اش نمی کنی برادر؟
موفق باشی

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 10:38 |

دو فيلم با يك بليط !!!

 

  چند وقت پيش، اوايل مرداد وقتی از اين همه امتحان و پروژه های دانشگاهی، شکر خدا فارغ شدم، قصد کردم برم سينما فيلم« کاغذ بی خط »، اما يه دفعه متوجه شدم که فيلم تقوايی رو بعد از حدود سی و پنج روز با وجود فروش خوب از پرده برداشتن و در حقش ناعدلی شده و اين جور حرفا. اون روزها تو جرايد و اينور و اونور خوندم و شنيدم که فيلم تقوايی به دليل پايين تر بودن از کف فروش هفتگی از اکران برداشته شده!! تعجب کردم و يه سر به سايت «ايران اکتور» زدم و ديدم که نه بابا اون طوريا هم که ميگن نيست و با لطف و منت دست اندر کاران سينما، فيلم هنوز در دو سه سينما در حال اکرانه. -- همين لوتی گريهاشون منو کشته. -- خوب، من هم که برای خريد کتاب و ثبت نام کلاس برنامه نويسی به ميدون انقلاب رفته بودم با يه تير سه نشون زدم و بعد از خريد کتاب و ثبت نام رفتم سينما « شهر تماشا » سالن 1« ارتفاع پست» بليط 600 چوق و سالن 2 « کاغذ بی خط » سانس 11:45 صبح بليط 700 چوق.

-----------------------------------------------------------------------------------

...دينگ دينگ دينگ     تق توق ترق تروق شترق اوخ آخ   دينگ دينگ دينگ...

 فيلم تموم شد.

-----------------------------------------------------------------------------------

ساعت حدود 13:45 از سالن زدم بيرون. بماند که فيلم چطور بود؟ خوب بود يا بد؟ در حد و اندازه های تقوايی بود يا نه؟ و هزاران سوال ديگه. اما يه موضوع خيلی مهمتر فکرمو مشغول کرده بود، « سيستم در پيتی سينما داری و بهره برداری از فيلم ما ايرانيها »

بابا جان، آخه، صنعت فيلمسازی که  فقط پروانه گرفتن، فيلمبرداری ، تدوين و خلاصه بشمار تا آخر اين جور چيزها که نيست. الان ديگه سينما واسه خودش مردی شده يعنی ببخشيد صنعتی شده و هر صنعت وقتی به بهره برداری درست و سالم برسه سودمنده. الان تو اين وضع بلبشو و در هم برهم که اغلب فيلمها يکی يکی باشکست در فروش مواجه ميشن و سينماها در به در دنبال تماشاچی ميگردن، بابا يکی نيست بياد ريشه يابی کنه و لااقل جلوی مشکلات کوچول موچولو رو بگيره.

نميخوام از قيمتها شکايت کنم که اون هم واسه خودش جای بحث داره که مثلا اين قيمت گذاريها بر مبنای چيه؟ يه سينما 350 تومان،يکی 1000 تومان، يه سينما يه سالنش 700 و اون يکی 600 تومان، يک فيلم سطح بالا در يک سينمای ضعيف و يا برعکس، سينمای به ظاهر درجه يک اما خيلی ضعيف و آخر اينکه ملاک قيمت، درجه بندی فيلمهاست يا درجه بند ی سينماها و هزار سوال ديگه.

ميخوام درباره مساله ای بگم که شايد بی ارتباط با مطلب اول نوشته نباشه. آخه وقتی يک سالن، فيلم 700 تومانی داره و اون يکی 600 تومانی، بليطها هم که فقط دم در نصف ميشن و  تا پات به سالن انتظار برسه ديگه قانون مانونی يافت می نشود؛ و اصلا بليطها چک نميشن و نه شماره صندلی و نه هيچی و سالن انتظار مشترک و در ورود و خروج يکی و خلاصه هر کی به هر کی، شما بگين اگه يه آدمی اين قضيه رو بدونه و بخواد «کاغذ بی خط » رو ببينه  چی کار می کنه؟!

آفرين صدآفرين، خوب معلومه اينکه کاری نداره با بليط اون يکی ميره اين يکی رو می بينه. روشن تر بگيم، تماشاچی اين يکيه ولی پولش ميره تو جيب تهيه کننده اون يکی، تازه اگه تماشاچی يه ذره حوصله داشته باشه و مغزش بکشه ميتونه دو تا يکی کنه و هر دو تا رو با 600 تا ببينه، چه جوری؟  معلومه اين هم کاری نداره ،   دو فيلم بايک بليط  اونهم با يه بليط   600 چوقی آخه گفتم که در خروجی که يُخ يعنی در خروجی قلف و زنجيره. تازه اگرم در خروج داشته باشند هم کسی کاری نداره که اصلا يارو اول صبحيه سانس آخر از سينما خارج شد يا نه، تازه ميتونه تو اوقات فراغتش از اماکن تفريحی داخل  سينما بصورت رايگان استفاده کنه!!  بابا ايولله اصلا بنازم به مشتری گرايی اين دست اندر کاران که اين قدر دلسوزانه فکر هدر نرفتن وقت بيننده رو هم کردن و سانسهای دو فيلم رو با اختلاف يک ربع گذاشتن و عزيزان بيننده هم ميتونن بعد از تماشای فيلم اول، قشنگ يه استراحت مختصری هم بکنن يا يه چيزی سرو کنن يا چه ميدونم يه دست به آبی و ... خدا رو چه ديدی شايد خود مسوولين واسه اون يه ربع هم مطلبی، برنامه ای مثل  بندبازی يا ژان گولربازی تدارک ديدن. 

خوب، اين طوری ميشه که پول ميره تو جيب اين يکی ها و اون يکی ها هم بايد به تماشاچی هاشون بنازن و همين که دو تا سينما بهشون دادن تا به حيات هنريشون ادامه بدن بسشونه!!! سينمادار هم چشمش کور دندش نرم، می خواست بليط سينماش 300 چوق بود و يا اگه خودمونو به کوچه علی چپ بزنيم، ميگيم: « چه سينمای خوبيه، ميخواد به من دو تا فيلم نشون بده!!!»

بابا نمرديم و معنی فيلم « دو فيلم با يک بليط » رو هم فهميديم آخه ميدونين اون مو قع ها ماها خيلی کوچيک بوديم و مفهوم فيلما رو نمی فهميديم  و بعد از سينما فقط عروسی آخرش و «مبارکتون باشه ،خانومتون واستون يه پسر تپل مپل به دنيا آورده» يادمون ميموند، تازه نمي دونم، شايدم  اون موقع سينمای چند سالنه هنوز اختراع نشده بود!!!

به هرحال اين قصه سر دراز داره و اصلنم نقل اين سينما و اون سينما يا اين فيلم و اون فيلم نيست . مشکل، مشکل اکثر سينماهای ماست و معضل مال سيستم بيمار صنعت سينمای ما. البته اگر سيستمی موجود باشد. به قولی يارو گفتنی: « اينم شد سيست..........................................م!!!»

بعد از خوندن اين نوشته هم تروخدا لعن و نفرينم نکنين که « اين بابا ديگه چه جونوريه و چه کارهايي بلده اين کارا مال يه سری بی فرهنگ بی شخصيته که تعدادشون از انگشتای يه دست هم کمتره»

اولا بگم نخير اشتباه شده ما اين کاره نيستيم که اگه بوديم تيشه به ريشه خودمون نمی زديم ثانيا اگه يه ذره واقع بين باشيم و چشمامونو به واقعيتها نبنديم و صورت مساله رو پاک نکنيم و هی بی فرهنگی تماشاچی رو چماق نکنيم بکوبيم تو سرش و يا از اون طرف  با گفتن جملاتی مثل «هممون بی فرهنگيم» تر و خشکو با هم نسوزونيم، می تونيم با ايده های نو و بهتر راه چاره ای واسه مشکلات پيدا کنيم. يادمون هم باشه که قانون بايد ضمانت اجرايی داشته باشه يعني همون جور که نميتونيم بگيم چون يارو گواهينامه داره پس رانندگی بلده پس پليس ميخوايم چيکار؟ نمينونيم بگيم چون مردم ما بافرهنگن پس ...     و يا چون هممون بي فرهنگيم و درست نميشيم پس ... در هر دو صورت و به هر صورت ديگه سينماداری و بهره برداری از اون سيستم مدون و درست ميخواد تا حقی از هيچ کس و هيچ فيلم ضايع نشه.

خلاصه، اينها دو سه مشکل آشکار کوچولو از صدها مشکل آشکار و نهان سينمای ماست اما هميشه مشکلات بزرگ تو همين کوچولوها ريشه ميدوونه.

وقت عزيزتون رو نمی گيرم که قدما گفتن:

من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم

تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 10:29 |

كلينيك كنكور

 

«مطالعه اين ژانر وحشت براي كليه معلماني كه از بيماريهاي قلب و اعصاب رنج مي برند مطلقا ممنوع مي باشد!!!»

 

زنگ اول: آزمايشگاه شيمي

طبق روال معمول پس از خواندن حمد و سوره و حلال خواهي از رفقا با گرفتن رخصت از حضرت عزرائيل در مواضع از پيش تعيين شده خود براي انجام آزمايش بي نهايت مصرف كوه آتشفشان قرار گرفته و بارمز « يا همگي اسيد شده يا سرانجام اسيد خواهيم ساخت » آمادگي خويش را جهت بازي در سريال دنباله دار « بچه ها مواظب باشيد » آقاي ايمني يعني جناب دبير آزمايشگاه شيمي اعلام نموديم. هنوز مدتي از حضور ما در آزمايشگاه نگذشته بود كه ناگهان احساس كرديم، هواپيماهاي آمريكايي به جاي آنكه بمبهاي خود را بر روي عراق خالي كنند، آزمايشگاه شيمي دبيرستان ما را با لابراتوارهاي تهيه بمبهاي شيميايي بغداد اشتباه گرفته و در صدد تخريب و انهدام آن بر آمده اند اما پس از آنكه سر و صداي فريادها و عربده هاي دانش آموزان و نصايح و وصاياي قبل از مرگ مسئول آزمايشگاه فروكش نمود، كم كم متوجه شديم كه اي دل غافل، پايگاه جهنمي مذكور، نه صحنه جنگ استالينگراد بوده و نه مورد تهاجم نيروهاي متفقين قرار گرفته بلكه طبق معمول وسايل غير استاندارد و سهل انگاري و بي دقتي دبير آزمايشگاه كه متأسفانه يا خوشبختانه يادش رفته بود عينكش را همراه خود بياورد باعث شده بود كه ما كماندوها و جانفداهاي خط مقدم جبهه آزمايش و تحقيق در راه اشاعه و تحقق آرمانها و ارزشهاي والاي شيميايي « پدر مندليف و خاله مادام كوري »، به جاي آنكه دي كرومات پتاسيم را ذوب نماييم، خود همچون سود سوز آور به سمت آزمايشگاه ابدي در حال تصعيد شدن قرار بگيريم!

 

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 21:29 |
a href="http://www.karajiha.ir" target=_blank> وضعیت دمای تهران Click for Tehran, Iran Forecast وضعیت دمای کاشان Click for Kashan, Iran Forecast امکان گفتگوی زنده با من