تبليغاتX
نشریه طنز آفتابگردون
کارشناسان خنده درمانی از یک دانشگاه ژاپنی فارق التحصیل شده اند و مسئولین هم به محض خروج آنها از دانشگاه برایشان کار پیدا کرده اند. هموطن_این طور که رسانه های محلی ژاپن گزارش داده اند، چند روزی می شود که اولین گروه کارشناسان خنده درمانی از یک دانشگاه ژاپنی فارق التحصیل شده اند و مسئولین هم به محض خروج آنها از دانشگاه برایشان کار پیدا کرده اند. در این گروه 49 نفر وجود دارد و تمامی آنها ماموریت گرفته اند که فقط با خنده، توانایی دستگاه های پیشگیری و ایمنی بدن را در مقابل بیماری های مختلف ایمن کنند. استاد دانشگاهی که به این پزشکان درس داده می گوید، این 49 نفر که تخصصشان در زمینه خنده و خنده درمانی است از سوی ما مدرک کاملا رسمی دریافت کرده اند و با خنداندن مردم می توانند بیماری های مختلف را در آنها از بین ببرند. این طور که گفته می شود، خندیدن و شادی کردن و خندیدن می تواند میزان قدرت دستگاه های ایمنی و پیشگیرانه بدن را در مقابل بیماری های مختلف ایمن کند. این گروه مجبورند مثل دلقک ها از خود ادا در بیاورند و کاری کنند که مردم از ته قلب بخنند و غصه هایشان برای همیشه فراموش شود. خنده درمان ها وارد ژاپن شدند
+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 15:47 |
 
+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 8:41 |
خدایا به من خوب زندگی کردن را بیاموز خوب مردن را خود خواهم اموخت(دکتر شریعتی)

 

برای هر چیزی دلیلی باید ، و دلیل خردمند تفكر است ، و دلیل تفكر خاموشی .

( امام کاظم (ع) )
قلب آدم مثل یک جزیره ی دور افتاده میمونه.مهم نیست کی برای اولین بار به این جزیره وارد میشه.مهم اینه که کی تا ابد این جزیره رو ترک نمی کنه
زیباتر از عشق چیزی ندیدم و بالاتر از عشق چیزی نخواستم

به خاطر عشق است که دنیا را زیبا میبینم

و به خاطر عشق است که خدا را حس میکنم و او را میپرستم

دنیایی که همراه با عشق به خدا باشه زیباترین رنگ عالم را دارد
 

زیر این گنبد نیلی زیر این چرخ کبود
توی یک صحرای دور یه برج پیر و کهنه بود
یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد
از افق کبوتری تا برج کهنه پرگشود
برج کهنه سرپناه خستگیش شد
مهربونیش مرحم شکستگیش شد
اما این قصه برج و کبوتر سرآغاز یک دلبستگی شد
اول قصمونو تومی دونستی، می دونستی
من نمی تونستم برم تو می تونستی، می تونستی
باد و بارون که تموم شد اون پرنده پر کشید
التماس و اشتیاق یه چشه برج و ندید
عمر بارون عمر برج کهنه بود
بعد از اون حتی تو خوابم اون پرنده روندید
ای پرنده من ای مسافر من
من همون پوسیده گوشه نشینم
هجرت تو هرچی بود معراج تو بود
اما من اسیر مرداب زمینم

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 19:42 |
a href="http://www.karajiha.ir" target=_blank> وضعیت دمای تهران Click for Tehran, Iran Forecast وضعیت دمای کاشان Click for Kashan, Iran Forecast امکان گفتگوی زنده با من